ღ♥ஜ پترس فداکار ღ♥ஜ
ღ♥ஜ پترس فداکار ღ♥ஜ
پسری که برق را اختراع کرد


وشاید شروعی دوباره

سلامی

دوباره...

بابا فیلترشکن میخای چیکار؟؟

ما اینجا غیلترشکن عرضه نمیکنیم چون خلافه...

خب البته هیچ ربطی نداشت


جمعه 29 بهمن 1389(13بازدید )برچسب:فیلتر شکن,ف شکن,ف,ی,ل,تر,ش,ک,ن,فیل شکن,آنتی پروکسی,

|
 

داستان کوتاه

یه داستان که ساخته خود خودمه واستون میزارم :

یه روز یه دختره  از یه پسر خوشگل (مثلا منو در نظر بگیرین ) خوشش میاد و یه دل نه صد دل عاشقش میشه !!!

خب عروسک قصه ما(نه اینجوری شما حس میکنین داررم قصه میگم)  خلاصه این دختره خیلی به خودش

نمیرسیده اما از وقتی عاشق پسره میشه میره 3 من کرم و ریمل و چیز میزمیزنه میشه این:

 

بعد میره جای پسره:

دختر:سلام

پسر:برو بچه پروووووو

 

دختر:بهم شماره میدی()

 

تا میخاست شماره بده گوشیش میفته تو چاه فاضلاب خانگی شهری وروستایی وعشایر...خلاصه چشمتون روز بد نبینه میره چاه باز کن میاره هر کار میکنه در نمیاد دختره حوصلش سر میره...

 

دختر:من شماره بدم؟؟؟؟

 

پسر:می ری یا به دوست دخترم بگم بیاد حسابتو برسه؟؟

 

 

دختر:باشه میرم

 

 

 

وقتی داشت میرفت!!!!!!!!!!!

 

 

ناگهان........

 

خب بقیشو اگه نظری بود  میزارم

نویسنده:پترس فداکار


26 مرداد 1389(209بازدید ),

|
 

بینمون فاصله افتاده (چند روز نبودم)

فاصله ها رو دیدم خیلی آموزنده بود ولی بیتا هم اینجوری حقش نبوداصلا این نویسندهه از اولشم با بیتا لج بود هی من میگم آره شما بگین نه...

ببین کی من بهتون گفتم...اصلا از اول مشخص بود که نویسندهه از بیتا کینه داره خاسته خرابش کنه من که از همون اول فهمیدم

ولی بدور از شوخی اگه گفتین واسه چی نویسندهه از بیتا کینه داشته؟؟؟ نمیدونین دیگه به قول رفیقم اگه میدونین چرا نمیگین؟؟؟

نتیجه اخلاقی:1. اگر انسان چیزی را بداند ونگوید یعنی نمیداند ولی اگر نداند ونگوید یعنی نمی تواند وهمچنین اگر نداند وبگوید پس عقلش کاملتر است

2.مشکل خانوادگی نویسنده با بیتا به دیگران (بخصوص شما ها) دخلی ندارد پس پاپیچ نشوید...

3.

4.هرکس این نوشته را بخاند و نظر رقت انگیز خود را نگوید بمیرد(شوخی کردم بابا)

بازم میام خدمت تون

 


23 مرداد 1389(198بازدید ),

|
 

وجود خدا

یکی از دوستان ممکنه بپرسه چرا هرروز آپی؟؟؟

خب به خاطره اینکه ... اصلا صورت سوال اشتباست باید یه جور دیگه مطرح کنی...اصلا حالا که اینطور شد جوابتو نمیدم تا تو خماریش بمونی ودرس عبرتی بشه واست که سوالتو خوب مطرح کنی...

خب ازاین دوست خوبمون بگذریم...

امروز یه داستان کوتاه آوردم واسه کسایی که ایمانشون زیاد قوی نیست:

 

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت.
در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت.
آرايشگر گفت: من باور نميكنم خدا وجود داشته با‌شد.
مشتري پرسيد چرا؟ .
آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود
با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته
باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت.
به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد.
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به
آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت:
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند.
آرايشگر با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟
من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم.
مشتري با اعتراض گفت:
پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند.
آرايشگر گفت:" آرايشگر‌ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه
نميكنند "
مشتري گفت دقيقا همين است.
" خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند. "
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد...

خب لذت بردید؟؟ چه سوالیه معلومه که آره ...

تا آپ بعدی شمارو به خدای خوب ومهربون میسپارم(مخصوصا اون دوست فضولمون رو)...


17 مرداد 1389(205بازدید ),

|
 

چرا آقایون زودتر از خانومها میمیرند ؟

اين سوالي است که براي قرن هاي متمادي بي پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما مي خواهيم پاسخ آنرا به شما بدهيم:

-اگر خانمتان را بر بالاي يک سکو بگذاريد و از او در مقابل موش ها محافظت کنيد...شما يک مرد هستيد.
-اگر در خانه بمانيد و کارهاي خانه را انجام بدهيد...شما يک مرد لوس و ماماني هستيد...



ادامه مطلب

15 مرداد 1389(246بازدید ),

|
 

من کیستم؟؟؟؟

اين مطلب رو که بنظرم خيلي جالب میومد را عينا و با ذکر منبع تقديمتون میکنم واميدوارم هيچيک از ما جزو اين گروه از افرادي با طرز تفکر مندرج در متن مطلب نباشيم و همواره شان والاي مقام ارزشمند زنان وبانوان را مورد توجه قرار دهيم :



من کي هستم؟

من« دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.
من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم
من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند
من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد
من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.
من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.
من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.
من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.
من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.
من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.
من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.
من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم،عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.
من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.
من در محاوره ي ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.
من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.
مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند..

من کيستم؟


منبع :سايت ياهو 20 در بلاگ اسکاي نوشته ساسان تاريخ
22/4/88


14 مرداد 1389(204بازدید ),

|
 

پترس هکر

 

هی ...

یادش بخیر...

چه ذوق و شوقی داشتم که تونسته بودم pass وب دوستمو بزنم...

قضیه ازاین قراره که من و دوستم سر اینکه ...بماند سر یه قضیه ای باهم قهر بودیم...ومنم از دستش عصبانی بودم

 

خلاصه وقت امتحانای ترمم بود یه دفعه یه فکری به سرم زد برم وب دوستمو هک کنم درضمن عشق نوالم هست و یه فروشگاه اینترنتی داره به آدرسه:www.nawalshop.blogfa.com  که من همه مشتریاشو پروندم ...(هنوزم آثارش شاید باشه) بعد یه مدت خداروشکر باهم آشتی کردیم...بیچاره حیرون بود کی وبشو به این روز انداخته... منم بعد از یکم لفت دادن زبونم بیکار نایستاد و بش گفتم ...اولش عصبانی شد ولی وقتی آتیشش فروکش کرد چم وخم کارو ازم پرسید منم بش گفتم کار سختیه و کار اون نیس...(خودمونیم من پسشو میدونستم لا اقل چند ساله باهم رفیقیم...)واونم هی اصرار میکرد ومن انکار...آخرشم دیگه هیچی بنده خدارو توی بهت وسرگردونی ول کردم...البته اگه اینایی که نوشتمو یه وقت هوس کنه بخونه که من کلام پس معرکس...خب منو شمام بهتره همگی باهم دعا کنیم که این کارو نکنه...چون دیگه معلوم نیس من وجود خارجی داشته باشم...البته احتمالشم کمه اینجاها وبگردی کنه

 

خب تا دیدار بعد (اگه باشه)شمارو به خدای مهربون میسپارم ادامه سریال...


12 مرداد 1389(195بازدید ),

|
 

2 موضوع درهم

 

خب خداروشکر که بالاخره فارسی 1 رو مراجع حروم کردن دیگه داشت اعصاب همه رو خط خطی میکرد:

--فارسی 1 شما قطعه؟؟

--نه متاسفانه ولی کاشکی قطع بود

 تو خونه ما که همه رو علاف کرده  بود اما خدارو صد مرتبه شکر از امروز تصمیم گرفتن دیگه نبینیمش...

کاملا مشخصه ریشه یهودی داره که میخان فرهنگ مارو خراب کنن اون ا سریال افتضاح همسایه ها که به حساب سانسور شده بود اونم از سریالای خیانتی سفری دیگر و ویکی توریا اونم از سریال آشغال مارگاریتا (درجستجوی پدر) و سریال بچه مسلک روباه افسونگر ....

ماشاالله همشو که تو ذهنم مرور میکنم میبینم منحرفن ... ما که دیگه نمیبینیمش شمام مواظب خودتون باشین.

بگذریم...

چندتا تصویر از طبیعت تیغ مزار واستون میزارم:

 

به ادامه مطلب مراجعه شود

 

 




ادامه مطلب

12 مرداد 1389(222بازدید ),

|
 

آفتاب میشود

سلام این اون شعریه که خیلی دوس داشتم بذارم تو وب قبلیم اما چه کنیم نشد... یه حس خاصی به آدم میده مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نگاه کن که غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایهء سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود


تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها


به راه پرستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان، به بیکران، به جاودان


کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن


نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
صراحی دیدگان من
به لای لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود


10 مرداد 1389(185بازدید ),

|
 

درباره اسباب کشی

سلام دوستان

خب این کارم چند تا دلیل داشت:

1.نمیخاستم فقط در مورد خاطراتم بنویسم

2.اگه مثلا یه شعری مینوشتم اصلا ربطی به آدرس وبم نداشت

3.لوکس بلاگ خیلی امکانات باحالی داره که خیلی کلا به آدم حال میده

4.آهنگ مورد علاقم خاستم رو وبم باشه

5.یه ذره ای هم خاستم تنوع باشه

 

 

6.حال کاریه که شده اگه دوس دارین با هام تبادل لینک کنین از اون پایین جای تبادل لینک

 

 

 

به طور خودکار البته باید این آدرسمو :www.secret.loxblog.ir رو تو وبتون قرار بدین

 

دوستای عزیزم که وب قبلیمو لینکیدن دوس داشتن اینم به لینکن به طور خودکالر لینک میشید...همتونو میبوسم

 


10 مرداد 1389(206بازدید ),

|
 


شهاب هستم .17 سالمه . محل اسکان : نیشابور یه وب دیگم دارم تو بلاگفا به اسم دلستر شاعر میگه: می دانی چقدر خسته ام ؛ آنقدر که کوله بارم را بسته ام مقصد کجاست نمیدانم فردا چه بار آورد چه می دانم ؛ همینقدر جاریم کافیست نگندیدن هم خودش کاریست! *********** واسه تبادل لینکم کافیه مارو با اسم ((**پترس فداکار**)) بلینکید . و تو قسمت نظرا بگین با چی شمارو بلینکم *********** راستی دوستان بلاگفایی که مایلن منو بلینکن چون بلاگفا به لوکس بلاگ حساسیت داره میتونن منو با این آدرس:www.secret.loxtarin.com بلینکن ...**********اگرم از وبم خوشتون اتومد دوس داشتین از پایین وبم جای انتخاب وبلاگ برتر میتونین بهم امتیاز بدین
paantomim@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

 

خاطرات باحال
روزمره

 

شهاب

 

بهمن 1389
مرداد 1389

 

 


گل پسرک شهریوری
خونه بی کسی هاااام
به سوی فردای بهتر(ثمین جون)
ღ♥ஜ کلوب خاطره ها ღ♥ஜ
گلبرگ مغرور
***ONLY FOR YOU***
باحال ترین ها
عاشقانه سرا
دنیای پسرها
رویاهای صورتی
LOVE
_(امید جون)Nawal al zoghbi fan club
ღ♥ஜ خیال باطل ღ♥ஜ(وب قبلیم)

 

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

 

ورود اعضا:


نام:
وب:
پیام:

2+2=:
 

همه پیام ها      (Refresh)

وبو چطور ارزیابی میکنی؟؟

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 28
بازدید هفته : 156
بازدید ماه : 467
بازدید کل : 7441
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 49
تعداد آنلاین : 2

Alternative content




وبلاگ برتر در تاپ بلاگین

.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->